If people want religion to be separate from politics, can we force them to [accept] a religious government? What would the Prophet do if people did not want a religious government?

Fatwa, posted 4.22.2010, from Iran, in:
Religious Authority: 
Hossein-Ali Montazeri
Fatwa Question or Essay Title: 
If people want religion to be separate from politics, can we force them to [accept] a religious government? What would the Prophet do if people did not want a religious government?

According to Quran (Al-Baqara, 256): "There is no compulsion in religion. The right direction is henceforth distinct from error. And he who rejects false deities and believes in Allah has grasped a firm handhold which will never break. Allah is aware."

A forced religion is of no value. Thus, if people do not want a religious government, we can not force them to do so. Regarding the second part of the question:The prophet did not establish a religious government until people accepted having a religious government. Imam Ali did the same. He never forced people nor did he fight with sword for taking the government.

سؤال : از شما چند سؤال داشتم :
‏ ‏1 - اگر مردم بخواهند دين از حكومت جدا شود آن وقت تكليف چيست ؟
‏ ‏2 - در زمان پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) اگر مردم نمي خواستند حكومت ديني‏ ‏تشكيل شود آيا باز هم اين بزرگواران حكومت ديني تشكيل مي‎دادند؟
‏ ‏3- آيا مسئله ولايت فقيه امري است كه در يك حكومت ديني بايد باشد يا‏ ‏تحقق حكومت ديني بدون ولي فقيه امكان پذير است ؟
‏ ‏و بعد از اين سه سؤال از شما مي‎خواهم كه از نظر خود پنج كتاب را كه در‏ ‏مورد اسلام و اسلام شناسي و برتري آن بر ديگر اديان خوب هستند به من‏ ‏معرفي كنيد.

‏ ‏جواب :
بسمه تعالي
با سلام و تحيت
1- براساس آيه شريفه : (لا اكراه في الدين ) هيچ امري از امور دين‏ ‏اعم از اصول و فروع آن نبايد با اكراه و اجبار باشد و اصولا دين اجباري‏ ‏ارزشي ندارد. بنابراين هرچند حكومت و تدبير امور جامعه در بافت بسياري‏ ‏از احكام ديني ملحوظ شده است و اسلام نسبت به آن ، رهنمودها و‏ ‏ارشاداتي دارد، اما نه به شكل اجباري و با زور، بلكه با درايت و ايمان و‏ ‏رغبت مردم . پس چنانچه مردم از دستورات ديني و از آن جمله ، ارشادات‏ ‏حكومتي آن روگردان شدند هيچ مقامي نمي تواند و حق ندارد مردم را با زور‏ ‏و اكراه به حكومت ديني ملزم نمايد، بلي در اين صورت وظيفه عالمان و‏ ‏دانشمندان ديني فقط ارشاد مردم و بيان حقايق ديني براي آنها است .
‏ ‏2 - پيامبراكرم (ص ) تا زماني كه قدرت مردمي پيدا نكرده بودند اقدام به‏ ‏تشكيل حكومت ديني ننمودند و حضرت امير(ع ) نيز اگر جريان سقيفه و‏ ‏اغفال مردم پيش نيامده بود قطعا متصدي خلافت و حاكميت ديني‏ ‏مي‎شدند، اما هنگامي مردم - جز عده اي خاص از بني هاشم و خواص‏ ‏اصحاب - با آن وضعيت آن حضرت را تنها گذاشتند، حضرت تكليف‏ ‏ديگري پيدا كردند، و هيچگاه براي به دست گرفتن حكومت به زور شمشير‏ ‏و سلاح متوسل نشدند.
‏ ‏3 - به نظر اينجانب روح ولايت فقيه جز نظارت فقيه - به عنوان كارشناس و‏ ‏متخصص احكام ديني - بر قوانين جاري كشور نمي باشد .و دخالت فقيه در‏ ‏ساير امور حاكميت كه تخصصي در آنها ندارد صحيح نيست و دليلي هم‏ ‏ندارد. پس اگر بخواهيم حكومتي ديني باشد قاعدتا بايد قوانين آن ، ديني‏ ‏باشد و ديني بودن قوانين نياز به كارشناس و متخصص دارد، و طبعا از اين‏ ‏جهت نظارت فقيه بر قوانين مطرح مي‎شود.
‏ ‏ضمنا براي منظور شما كتابهاي مرحومين علامه طباطبايي و شهيد مطهري و‏ ‏نيز كتابهاي : "از آغاز تا انجام " و "اسلام دين فطرت " اثر اينجانب - كه در‏ ‏سايت من موجوداست - مفيد خواهد بود.